درد
را از هر طرف که مینویسی و میخوانی باز
درد
است ...
چه درد بی درمان است ...
لامصب گاهی این درد به اندازه ی تمام دردهای عالم کاری است ...
وقتی زندگیت یکجا نابود می شود...
آنوقت است که دردش جانت را آتش می زند...
و زمانی که پشت درب آن
درد بزرگ... آنوقت که قسمت زندگیت یکجا و دو دستی تقدیم دیگری میشود
به تماشای نابودی تمام ساخته هایت می ایستی
ایستاده جان میکنی و می میری...
قسم میخورم ... به تمام زمانه .... دیگر هیچ وقت ....
never
برچسب:
نویسنده: پارسا نوروزی