خرید بک لینک
آرامش این 1های من

مدیون همین انتظاریست

که دیگر

از کسی ندارم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
افتاده بودم پیِ آدمهایی که افتاده بودند و فکر کردم دستی می گیرند

غافل از آنکه،  افتاده خود دستی می خواهد برای گرفتن

حال دیگر سرم این پایین نیست

آن بالا هوایش بهتر است...

و 1 اینجاست...

بداههـــــــ....

------------------------------------
شاید آیی سهراب
به در خانه ی من
که بگویی !! شاید
شاید!!! از جاده عبوری بکنی
و بگویی سهراب
زندگی رسم خوشایندی نیست
زندگی بر لب این طاقچه هم
از نگاه منو تو
خواهد رفت
تو کجایی سهراب؟؟!!!
شعر من طاقت این غصه ندارد جانا
قایقت کو سهراب؟
تو نگفتی ؟
تو نگفتی سهراب ، قایقی خواهم ساخت؟
خواهم انداخت به آب؟؟؟؟
قایقت کو سهراب؟

و قدم ها خسته
پای در راه، گوشه ای بنشسته
چشم هایم بسته
و دلی بشکسته
                         تو کجایی سهراب ....
دفترم خاکی شد
و قلم افلاکی

بداههـــــــ....

برچسب: نویسنده: پارسا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 4 آبان 1401 ساعت: 21:50

صفحه بندی